...
مشکل اینجاست که حتی وقتی می خوام بهت فکر نکنم هم ..در حال فکر کردن به توام
مامانی جونم![]()
چون کارم کار سختی بود تو مرخصی هستم![]()
و بیشتر خونه ام![]()
خیلی حوصلم سر میره
و خیلی حساس و زود رنج شدم...![]()
چون از مامان بابای خودم دورم خیلی دلم تنگ میشه براشون...
کلا دلم برای همه تنگ میشه نگران همه هستم(خاله سپیده.خاله سحر .خاله نرگس.پرهام.زن دایی سوسن.عمه زهرا...)![]()
کمتر از ۳ ماه دیگه تو پیشمی و این واقعا انگیزه بزرگیه برام![]()
بابایی هم خیلی تلاش می کنه برای خوشحال کردنم
و مراقبت از من ولی گاهی هم اذیتم می کنه![]()
خیلی مراقب خودت باش(خدایا مراقب دختر نازنینم باش)![]()
من و بابا خیلی دوستت دارم
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


...
